چهارشنبه, ۵ آذر , ۱۳۹۹ 10 ربيع ثاني 1442 تعداد کل نوشته ها : 272 تعداد نوشته های امروز : 2 تعداد اعضا : 9×
  • آمار سایت

  • (بخش اول) شافیه معجزه طب اسلامی
    ۰۷ آبان ۱۳۹۹ - ۱۳:۴۷
    بازدید 16
    0
    شافیه معجزه طب اسلامی ائمه اطهار (ع) این دارو را به دوستان خود می آموختند و این دارو، دارویی است که "شافیه" نامیده شده و غیر از داروی "جامعه" است. برای درمان فلج کهنه و جدید ، و کج شدن فک کهنه و جدید وادمل کهنه و جدید و سیاه سرفه کهنه
    ارسال توسط : نویسنده : عباس نوازی منبع : کافی در طب اسلامی (109تا 115)

    شافیه معجزه طب اسلامی

    ائمه اطهار (ع) این دارو را به دوستان خود می آموختند و این دارو، دارویی است که “شافیه” نامیده شده و غیر از داروی “جامعه” است. برای درمان فلج کهنه و جدید ، و کج شدن فک کهنه و جدید وادمل کهنه و جدید و سیاه سرفه کهنه، [ و جدید و کزاز و باد شوک آور و چشم درد و ریح السبل که باعث روئیدن موی در چشم می شود و برای پادرد کهنه ناشی از روئیدن چیز اضافه ای بر پا و معده ضعیف و بادام الصبیان و بی تابی زن باردار در خواب و بیماری سل که نفخ می آورد و آن آب زردی است که در شکم است و برای جذام و نشانه زهره و بلغم و خارش پوست و مار و عقرب گزیدگی مفید است.
    این دارو را آنگاه که فرعون تصمیم گرفت بنی اسرائیل را مسموم کند امین وحی جبرئیل برای موسی بن عمران آورد. فرعون روز یکشنبه را عید قرار داد و غذاهای فراوانی را تهیه و سفره های بسیاری گستراند و غذای آنان را به سم آغشته کرد. حضرت موسی به همراه بنی اسرائیل که ششصد هزار نفر بودند به سوی این مهمانی خارج شد. حضرت موسی (ع) در آستانه محل میهمانی توقف کرد و زنان و فرزندان را بر گرداند و به بنی اسرائیل گفت از خوراکی ها و نوشیدنی ها نخورید و نیاشامید تا من برگردم.

    (حاشیه۱۱۱ الکافی ج ۶ ص ۳۳۳ ۱۱۲ در کتاب آمده 🙁 بالنقح) که صحیح آن (بالنفخ ) است. ۱۱۳ در کتاب، رقم سیصد هزار نفر آمده ۱۱۴ یا تنگه، در نسخه ای آمده (عندالمضیف) و در نسخه دیگر:عندالمضیق).) .

     

    پس از چندی بازگشت و به هر کدام از این دارو داد زیرا وی میدانست که (اگر به نخوردن غذا فرمان بدهد) آنان فرمان او را مخالفت کرده و از غذای فرعون استفاده خواهند کرد. او به همراه بنی اسرائیل روانه شد. وقتی که نگاه آنان به سفره های گسترده افتادشافیه

    به سوی غذاها هجوم برده و سرگرم خوردن شدند. فرعون برای موسی و هارون ویوشع بن نون و برخی از بزرگان بنی اسرائیل غذای مخصوصی آورد و گفت: من بر خود عهد کرده ام که خدمتکار شما جز من یا یکی از بزرگان کشورم نباشد. همه خوردند تا سیر شدند و فرعون پی در پی به آنان سم می داد. وقتی که غذا تمام شد موسی و یاران او خارج شده و آن حضرت به فرعون گفت: زنان و کودکان و سالمندان پس از ما می آیند. منتظر آنها می مانیم!
    فرعون گفت : به آنها نیز غذا می دهیم و همانند همراهانت، آنان را نیز اکرام خواهیم کرد؟
    پس چنین کرده و به آنان نیز همانند مردان غذا دادند. موسی به سوی لشکر رفت و فرعون رو به اصحاب خود کرد و گفت: می پندارید که موسى و هارون جادو کرده یا جادو به همرانشان دادند که غذا می خورند ولی اکنون که خارج شده اند و سحر باطل شده است معلوم می شود که هیچ نخورده اند. هر کس را که می توانید امروز و فردا برای خوردن باقیمانده غذاها گرد آورید تا نابود شوند و آنان چنین کردند.

    از سوی دیگر فرعون فرمان داده بود که برای اصحاب خود غذای ویژه ای که مسموم نباشد تهیه کنند. او همه را برای خوردن آن گرد آورد. برخی خوردند و برخی نخوردند. هر کس خورده بود نفخ کرد. و هفتاد هزار مرد و صد و شصت هزار زن به جز چهار پایان و سگها و… به هلاکت رسیدند. اینجا بود که موسی و اصحاب خود از فرمان خداوند درباره خوردن داروی (شافیه) در شگفت شدند.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.